تبليغاتX
فریاد آرام
نه آرزويي براي ماندن.
نه پايي براي نماندن.
نه صداقتي براي عدل ديدن.
نه رفاقتي براي عشق ورزيدن.
نه فريادي،بر سر بيداد كشيدن.
نه رميدن و رهيدن و ((فردايي بهتر))* آفريدن.


نه حرفي براي گفتن.
نه مجالي براي شنفتن.
نه خيالي براي شكفتن.
نه سرودي براي زمزمه كردن.
نه سروري براي نغمه سرودن.
و نه حتي بهانه اي براي نبودن،
                                             مردن.

نه،ديگر براي گفتن حرفي نداريم.
يا حتي براي نگفتن.
گفتني ها را گفتيم و گفتند.
آنچه بود،شنيديم و شنفتند.
اما دريغ و درد و صد افسوس.
رفع اتش مان را،به ((سراب))** هم نپذيرفتند.


نه برزخ،اينجا قيامت است.
نه اميدي به توان پدر.
نه اميدي به مهر مادر.
نه اميدي به عشق دلبر.
چه رسد كه اميد به دست دوستي ياور.
داغ سرب و باتوم است بر سر.


نا گه چه زود به اتمام مي رسيم.
ما نسل از اساس سوخته و سخت بي اثر.
در هجمه ها و  بند چو ضحاك بي وطن.
دستش به خون و مغز جوانان بي كفن.
هر دم به يك لباس.
سرخ و سياه و زرد و شايد كه سبز رنگ.

به اضطراب درون نگاهم نگاه كن.
ز من فقط مانده به چشمهايم اثر.
به تل خاكستر.
در او چه ميبيني!؟
تمام دار و ندارم براي روز دگر.
يك چشم به آزادي،يك چشم به راه وطن.

                                                      فرياد 1 تير ماه 1388 خورشيدي


 

*ـ دوست مجازي عزيزي دارم جايي برايم نوشته بود كه در زمان شناسی روشهایم تردید وجود دارد شاید منظورش این بوده که هر کاری را در وقتش باید انجام بدهم که نمی دهم.سعی می کنم وقت شناس تر باشم برای ساختن فردایی بهتر.
دوست حقيقيی هم دارم.كه گه گاه اين دل نوشته ها را در محل کارم برايش مي خوانم به شوخي مي گفت كه من نمي دانم تو كي وقت مي كني اين خط خطي ها را سر هم كني .به واقع راست مي گوید ، وقتي كلمات بر دلم مي آيند گاهي دو سه روز طول مي كشد تا خط خطي ها را مرتب كنم تا قابل تحمل شوند ، دو سه روز هم طول مي كشد تا وقت كنم براي تايپ و ...

**ـ از توضیح این سراب هم بگذریم. هر چند به سراب هم راضی نیستند رفع اتش مان را برای رسیدن به عدالت و آزادی.


+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 20:48
توسط فریاد موضوع: دل نوشته ها|

در بیستم دی ماه 1387 در مطلبی نوشتم :
(( فقط یک مطلب می مونه و آنهم وضعیت این بنده خدا شیخ اصلاحات با این همه فداکاری و شجاعتش که در آخرین لحظات هم اعلام کرد اگر خاتمی بیاید کنار می رود با توجه به آن همه بازی هایی که آقای خاتمی و اطرافیانشان برای این پیر مرد در آوردند باز هم آقای خاتمی از مهندس موسوی حمایت می کند و معلوم نیست شیخ این بار هم باید به نفع مهندس کنار برود تا آرائ اصلاح طلبان شکسته نشود !؟ ))

http://faryadaram.blogfa.com/post-62.aspx

گویا شیخ اصلاحات در ساعات آینده خبر خوشی برای اصلاح طلبان خواهد داشت.
پیشاپیش تبریک می گویم به همه دوستداران و هواداران و امیدواران به اصلاحات و اصلاح طلبان.
و تبریکی خواص تر برای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی!!!*
و آن چند نفری!!! که شیخ اصلاحات در مناظره اش با میر اصلاحات به نقش و نفوذشان بر جریان چپ و اصلاحات اشاره نمودند و میر را از ایشان بر هذر داشتند.
آن بزرگ نو اندیشان و روشنفکران عرصه دین و سیاست و اجتماع و اقتصاد و هنر و ... از ازل تا ابد!
و آن ... باز هم بگذریم.

 

* - روایتی است که می گویند کاپولا در ساختن فیلم پدر خوانده برای بزرگ نمایی از قدرت مافیا از ایشان مبالغی دریافت کرده یا شاید غیر مستقیم سایر دست اندر کاران فیلم به چنین وادی افتاده اند.در مورد صحت و درستی این روایت یا افسانه بودنش مطلبی نمی دانم اما این واقعیتی است که فیلم پدر خوانده برای مافیا مفید تر بوده تا زیان بخش.امیدوارم مطالب و نوشته های من برای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی حکم این داستان را نداشته باشد، باور کنید من پولی از ایشان نگرفته ام که بزرگشان کنم. پدر کشتگی هم با ایشان ندارم.فقط تلاشم در این جهت است که دوستان را با وجود و ماهیت چنین تشکیلات شبهه مافیایی در عرصه قدرت در ایران آشنا کنم. سازمانی متشکل از تعدادی افراد با دانش ناقص ! اما برخوردار از رانتهای فراوان قدرت خصوصا در حوزه آموزش و پرورش و دانشگاه های کشور. شدیدا انحصار طلب و خود بزرگ بین. که سر منشا بسیاری از مشکلات و انحرافات در سیاست و کشورداری رجال سیاسی ناشی از اعمال نفوذ ایشان است.افرادی که دنیای کوتوله ها را به ملت ایران تحمیل کردند و در ان احساس قد بلندی می کنند.و من بیشتر در عجبم چرا خواص و دست اندر کاران عرصه سیاست در کشور ما و حتی بعضی دوستان خوش فکر گرفتار بازی سازیها و جریان سازیهای این عده قلیل می شوند. اعتراف می کنم  در چگونگی رمز ماندگاری ! و موفقیتهای ایشان علارقم مشخص بودن سابقه و منش و سلیقه شان مانده ام.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 14:26
توسط فریاد موضوع: اجتماعی و سیاسی|
درون اتاقم،
من و تو تنهاییم.
به روی زمین من،
نشسته به ظرف زمان.
به روی سقف مکان تو،
فارغ از دو جهان.
و هر دو مشغولیم
سخت در تنیدن مان.
و من به افکارم،
تو نیز به آب دهان.
و می تنیم دو جهان.

به تارهایم اسیرم،
یعنی مرگ.
به تارهای تو اسیرند اما دگران،
و این برای تو یعنی زندگی و حیات.

به سقف نگاه می کنم
انگار،
تو نیستی،رفتی.
نشسته ای شاید به خوان یک رقصان!
اسیر به تارهایت نمودیش حیران!
دوباره تنهاییم!
من و اتاق و زمان و مکان و چشمهای نگران.
                                               
                                                      فریاد 20اردیبهشت 1388 خورشیدی

 

پی نوشت اول.این روزها خیلی مشغولم و بزرگترین مشغولیتم اینکه با وجود این همه مطالب و موضوع برای پرداختن به آن،دست و دلم به نوشتن نمی رود.

پی نوشت دوم.دیشب و امروز فرصتی برای فکر کردن پیدا کردم که امیدوارم دیگر چنین فرصتی نیابم.

پی نوشت سوم.خیلی دوست داشتم در این روزها برای مسعود و نیلوفر لقمان هم مطلبی می نوشتم.آرزو می کنم هر چه زود تر شادی به خانه دلشان بازگردد و دیگر از آن بیرون نشود.هنگامی که این دل نوشته را می نوشتم گه گاه به یاد مسعود عزیز و تنهایش می افتادم کاش می بود و می خواند این سطور را،شاید خودش می توانست قسمت هایی از این نوشته را ربط دهد به ماجرایش و ... 


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 21:1
توسط فریاد موضوع: دل نوشته ها|

روزنامک نام مجله اینترنتی است بسیار وزین و پر محتوا که توسط دوستانی فرهیخته و وطن دوست اداره می شود
از خواندن مطالب مندرج در آن بهره ها برده ام و دوستانی بسیار اندیشمند در آن یافته ام
مدتی چند مطالب بسیار جالب توجه ای در قالب گفتو گو توسط دوست اندیشمندم جناب لقمان با استاد میر فطرس در این تار نما و بعضا تعدادی از سایتهای خبری منتشر شد پیرامون کتاب ارزشمند دکتر میرفطرس با نام (( آسیب شناسی یک شکست )) در مورد وقایع 28 مرداد سال 32 و عملکرد مرحوم دکتر مصدق.

http://rouznamak.blogfa.com/post-489.aspx

مطالب و نظریاتی بسیار خواندنی و روشن گر و آموزنده.
در خوانش مطالب این گفتو گو ها گه گاه پرسشهایی در ذهنم ایجاد می شد که با دوست گرامیم جناب لقمان مطرح می کردم .امکان ارتباط با دکتر میر فطرس برایم ممکن نشد و شاید به دلیل گرفتاریهای فراوانم تلاشی هم در این باب ننمودم.
گفتو گوی اخیر جناب لقمان و استاد میر فطرس سوالهای ذهنم را بیشتر و انگیزه ای برای نگارش چند سطری غیر حرفه ای و دوستانه را در من ایجاد کرد.
قسمتی از دغدغه هایم را به رشته تحریر در آوردم و در یاد داشتهای روزنامک قرار دادم که چنانچه امکان درجش فراهم شد و فراغتی هم برای من. ادامه نظرات و پرسشهایم را برای دوستانم و شاید استاد میر فطرس ارئه کنم که شاید ایشان کمکی در رفع شبهه ها و پاسخی بر پرسشهایم ارائه کنند.
با کمال خوشبختی مشاهده نمودم دوستان روزنامکیم با تمام مشکلات و محضوریتهاشان که کاملا به آن اشراف دارم و با توجه به این مطلب که شاید قسمتی از نوشته هایم مورد قبول ایشان نباشد اجازه انتشار آنها را در یاد داشتهای روزنامک داده اند با اندکی جرح و تعدیل و ممیزی از باب پرهیز از ایجاد ناراحتی در بین برخی دوستان مشترک.*

از آنجایی که هم دغدغه ایشان را درک می کنم و هم بر این نظرم که جرح و تعدیل و ممیزی در هر نوشته و اثر خواه از طرف صاحب اثر یا دیگران اگر چه در نهایت ظرافت و حفظ امانت داری به مفهوم مورد نظر انجام شود باز هم نوعی خدشه در بیان مطلب ایجاد می کند که در خوش بینانه ترین حالت شاید نتوان به تمام زوایای مورد نظر نویسنده پی برد - و چه بسا در پاره ای موارد اساسا موجب تغییر در نظر و بیان نویسنده شود از آن نوع ممیزی ها که در عرصه کتاب و فیلم در کشورمان با آن دست به گریبانیم -اصل نوشته ام را بدون حذفیاتش در وبلاگم قرار می دهم و اگر فرصتی بدست آمد ادامه نوشته هایم را در مورد گفتو گو ها و نظریات جناب میر فطرس به آن اضافه خواهم کرد.**

 

*-پس از قرار دادن این پست با اجازه دوستان روزنامکیم در وبلاگ، دوست عزیزم جناب لقمان توضیحی ارسال نمودند مبنی بر این که ایشان هیج جرح و تعدیلی در یاد داشتهایم اعمال ننموده اند و گویا این امر ناشی از پاره ای اشکالات فنی بلاگفا بوده متن یاد داشت دوست عزیزم را در یاد داشتهای نظر خواهی این پست می گذارم و به داشتن چنین دوستان فرهیخته ای بر خود می بالم.

**-  بارها در نوشته هایم وعده ادامه دادن نوشته هایم را داده ام و اکنون که به گذشته نگاه می کنم از اینکه پایبند بر وعده ام نبوده ام احساس شرم می کنم امید وارم این بار آن تکرار ، تکرار نشود.
پیشاپیش از کم و کاستی یا اشتباهات نگارشی نوشته ام عذر خواهم که طبق معمول بداهه نویسی است که در وادی اندیشه و نظر کاری پسندیده نیست.راهنمایی های شما را به گوش جان پذیرایم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 17:44
توسط فریاد موضوع: اجتماعی و سیاسی|
تقدیم به بهار!
باشد که همیشه برایم جاودانه باشد و بی بار و برگیم را به بوستان همیشه سبز دلش بپوشاند.



جاری شدم آرام چون یک رود
بر بستر خاک دل صافت
ـ باران عشق،فصل بهار جاودانه ـ
از لابلای آن تن پاکت
آن مرمرین لاجوردی نقش رگ بر آن
آن سخت زیبا کو هها و صخره های عرصه ایمان
آن دشتها و دره های بکر و نا کشته از آگاهی
آن جایگاه و بار گاه سینه ات،سرچشمه دایتی
آن هفت شهر عشق نا مکشوف و نادیده
آن شهد شیرینی که از لبهات جوشیده

چون چشمه ای متروک
جوشیدم و احیا شدم
جاری شدم چون زنده رود
آمو شدم ،دریا شدم

سیمرغ کوه قاف یا عنقا به جابلقا شدم
بحر بخارای دلت سنگفرش زیر پا شدم
بر پشت دستان تو من،چون بوسه ای پیدا شدم
یا چون پلنگی بندی چشمان ان شوکا شدم

بر آسمان چشم تو خورشید پشت ماه شدم
بر شاخسار گیسوت چون مرغ بی پروا شدم
از جام لبریز لبت چون مست بی فردا شدم
بر باغ و بستان دلت چون باغبان پیدا شدم

عاشق بودم
شیدا شدم
رسوا بودم
رسوا تر از رسوا شدم
در شط مواج تو من مستغرق الکبرا شدم

                                               فریاد بهار 1388 خورشیدی
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 10:53
توسط فریاد موضوع: دل نوشته ها|
http://


+ نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 0:0
توسط فریاد
 

اين دل نوشته كوچك با اندکی تغییر تقديم شما *
و البته باز هم تقديم به دوستي كه هيچ وقت نمي خواندش

 

باور کن
فقط یاد تو ست
که دل سردم را گرم می کند
و قلم خشکم را تر.
تو یی که نشناختیم
یا نخواستی شاید!
و شرم این داستان تلخ
مرا،
گاهی عجیب،
دل سرد می کند.
                                     فریاد ۵ بهمن ۱۳۸۷ خورشیدي

*- دو توضیح در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 22:34
توسط فریاد موضوع: دل نوشته ها|
 

دوست عزيزم پدرام
 مطلبي نوشتن در مورد ياد داشت قبليم در مورد آقاي خاتمي.
از ايشون تشكر مي كنم و نوشته ايشان را بهانه اي قرار مي دم براي توضيح چند مطلب انتخاباتي كه اميدوارم براي ساير دوستان هم مفيد باشد.
به هر حال وظيفه انساني خودم مي دونم كه نسبت به سرزمينم و مردمم بي تفاوت نباشم و در حد خودم تلاش كنم براي ايجاد شرايطي كه منجر شود به روزهاي بهتربراي مردم و وطنم.
از نظر دوستان هم استقبال مي كنم و اميدوارم اگر اشتباهي در نوشته هام بود با تذكر و نظرشون من را راهنمايي كنند.
اين طور نوشتن - در قالب گفتو گو يا پاسخ گويي - براي من راحت تر است چرا كه اگر بخواهم مقاله وار مطلبي بنويسم حتما بايد بروم دنبال منابع مستند تا ايرادي بر نوشته ام مترتب نباشد و هم شگل نوشته از نظر پرداخت و جمع بندي مطالب شسته رفته و مرتب باشد كه در شرايط فعلي نه وقت و نه امكان آن برايم فراهم نيست.
بنابر اين فهرست وار و شايد كمي نامرتبط مطالبي را در ادامه مطلب ذكر مي كنم كه اميدوارم دوستان هر يك به فراخور حال خود مطلبي از نوشته ام بگيرند و اگر انتقاد و نظري هم داشتند من را از آن محروم نسازند.

حال بپردازم به نوشته پدرام عزيز*

 

* ـ این نوشته را هم خیلی عجله ای نوشتم ممکنه بعد از مدتی از وبلاگ حذف کنم نمی دونم چرا ولی فکر می کنم باید این مطالب را می نوشتم شاید هم حذفش نکردم

* *ـ در این قسمت به جای شماره علامت سوال گذاشتم چرا که نمی دونم چندمین قسمت این نوشته خواهد شد .از انجایی که می دونستم احتمال داره برخی دوستان بخواهند در مورد کسانی که در انتخابات شرکت نمی کنند نظریاتی بدهند گفتم این مطلب آخری را بنویسم بعد سر فرصت مطالب مد نظرم را ارائه کنم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 23:23
توسط فریاد موضوع: اجتماعی و سیاسی|
به طواف که می روید!؟
به کدام خانه !؟

در گوشهاتان پنبه کنید،
صدا را نشنوید.
چشم هاتان را ببندید،
یا سرتان را زیر لحاف
خورشید را در آسمان نبینید.
آسمان را هم نبینید.
تا توانید که گویید:
هنوز شب است!

برای اینکه گرمایش را احساس نکنید،
چتری با خود بگیرید
تا شرمنده نشود وجدانتان!
در این شب!

آری،
برای شما
هنوز شب است .
و سکوت حکم فرما.
حتی اگر خورشید
در قلب آسمان باشد
و گرمایش برای  زمین،
ـ بی چشم داشت ـ
                             ارمغان.
و صدایی مشغول فریاد!
که:
به طواف که می روید!؟
تاریکی یا خودتان!؟

                                    فریاد دی ماه ۱۳۸۷ خورشیدی


+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 15:21
توسط فریاد موضوع: دل نوشته ها|
در وبگردی هام مطلبی خواندم مبنی بر اینکه آقای خاتمی از شرکت در انتخابات انصراف دادند و سعی کردن جناب موسوی را به شرکت در این وظیفه الهی مذهبی و ملی!! دعوت کنند و حمایت خودشون را هم از ایشان اعلام کردن.

نمی دونم این خبر صحت دارد یا نه اما به نظر من قابل پیش بینی بود .

فقط یک مطلب می مونه و آنهم وضعیت این بنده خدا شیخ اصلاحات با این همه فداکاری و شجاعتش که در آخرین لحظات هم اعلام کرد اگر خاتمی بیاید کنار می رود با توجه به آن همه بازی هایی که آقای خاتمی و اطرافیانشان برای این پیر مرد در آوردند باز هم آقای خاتمی از مهندس موسوی حمایت می کند  و معلوم نیست شیخ این بار هم باید به نفع مهندس کنار برود تا آرائ اصلاح طلبان شکسته نشود !؟

آرزو می کنم اصل خبر صحت نداشته باشد.

از آنجایی که فعلا مطلبی ندارم برای گفتن و برای تغییر فضای وبلاگ یک یاد داشت را که چند وقت پیش برای دوستی فرستاده بودم در اینجا می گذارم من باب نداشتن مطلب.

با کلیک روی نوشته های آبی می تونید متن نوشته دوست عزیزم را هم مطالعه کنید

  • faryadaram می گوید:

    درود
    دوست عزیز
    نظر شما در مورد آقای خاتمی بسیار محترم است
    فقط توجه شما را به این مساله جلب میکنم که پاسخگویی آقای خاتمی منوط به اجازه بزرگی است و ایشان بدون جلب نظر و اجازه ایشان حاضر به شرکت در انت.ابات نیستند.
    با توجه به این موضوع دو پیش فرض وجود دارد
    اول یا آن بزرگوار اجازه نمی دهند و در این صورت تمام دنیا هم جمع شوند آقای خاتمی جرات حضور نخواهند داشت به دلائلی که خودشان می دانند و ما نمی دانیم و دلائلی که ما می دانیم که ایشان مرد چنان کار زارهایی نیستند.
    دوم آن بزرگوار اجازه می دهند که این امر هم فقط در دو حالت متصور می باشد
    1 -2 یا آقای خاتمی شرایط ایشان را می پذیرند و در چار چوب مورد نظر بعضی ها حرکت می کنند
    که در این صورت فایده ای از حضور ایشان برای مردم و مملکت متصور نخواهد بود و تنها برخی دور و بری های ایشان به نان و نوایی می رسند و فرصتهای از دست داده دوران گذشته را جبران می کنند
    2- 2 یا شرایط بین المللی آنقدر خطر ناک و جدی باشد که مجبور شوند برای دور کردن حوادث احتمالی یک چند مدتی آن هم برای خوش رقصی و ظاهر سازی در مجامع بین المللی کمی حرفهای قشنگ بزنند که برای چنین مواقعی هم آقای خاتمی بسیار مناسب هستند
    در هر حال از هر منظری که نگاه کنید ثمره حضور جناب خاتمی برای بعضی ها بسیار بیشتر از مردم است
    همانطور که تجربه گذشته را اگر باز بینی بفرمایید متوجه این واقعیت خواهید شد.

  • faryadaram می گوید:

    البته یک سنتی هم جا افتاده که هر شخصی تقریبا دو دوره اش را در ریاست جمهوری طی می کند
    اما جناب احمدی نزاد در کمال تعجب آنقدر شیرین کاری بخصوص در عرصه اقتصاد داخلی انجام داده اند که گاهی فکر می کنم حتی در پیش بزرگترین حامی اش هم دیگر وزنی برای قابل دفاع بودن نداشته باشند
    اما اگر از بالا نخواهند که رهایش کنند حتما مانع شرکت خاتمی خواهند شد و اگر هم خاتمی شرکت کند _ به فرض بدون اجازه شرکت کردن _ آنهایی که باید تمام تلاششان را خواهند کرد که در انت.ابات خاتمی رای نیاورد.
    می دانید که می توانند و این بار ریسک هم نمی کنند که به درد سر بیفتند.
    راستی یک سوال
    بر فرض که خاتمی بیاید و رای هم بیا ورد !
    به نظر شما چه تغییری می تواند ایجاد کند!؟
    ان دوره که ان همه شعار داد نتیجه اش را دیدیم
    حالا که به قول شما هیچ ادعایی هم ندارد و منطقی می خواهد بیا ید و برود!!!
    بیا ید و برود دوست عزیز
    اما زیاده امید وار نباش که

    سر بست بگويم سخن تلخ فکر را،
    بر ريسمان پاره چه چنگی توان زدن!؟
    بر باد های سست چگونه گمان زدن!؟
    اميد بر دروغ چگونه توان زدن!؟

  •  

    وقت کردین به این نشانی هم سری بزنید و ...

    "آقایان ، عالیجنابان ، بزرگانی که منت بر دل و دیده ی ما گذاردید و بر مسند راهبری ما نشستید و این گله ی درمانده و گمراه را به منش بزرگوارانه ی تان راهبری می کنید ، ما تاب درماندگی هم میهن خود نداریم  ، مارا هم به غزه بفرسیتد."

    http://www.maahoor.com/newspage.aspx?typ=73

    در دل نوشته پائین یک قطعه است که خیلی مناسب این مطلب است خودتون پیداش کنید


    + نوشته شده در جمعه بیستم دی 1387ساعت 23:24
    توسط فریاد موضوع: اجتماعی و سیاسی|

    faryadaram

    فریاد

    faryadaram

    http://faryadaram.blogfa.com

    فریاد آرام

    فریاد آرام

    فریاد آرام

    از من نپرسیدچه کسی هستم.
    و از من نخواهید همان کس باقی بمانم.
    (میشل فوکو)

    اگرچه این جمله فوکو را دوست دارم و با تمام وجود،احساس و لمسش!! کرده ام.
    اما
    دوست دار و وامدار مدرنیزم و آورده هایش هستم،خوب یا بد.
    و
    نه سیاست مدارم ،نه شاعر،
    سعی می کنم انسان باشم.
    انسانی عاشق نوع بشر و وطنم.
    و شاید اگر فرصتی بود سایر خواستنیهای انسانی!


    دوستان عزیز
    در صورت تمایل به تبادل لینک من را در جریان بگذارید.
    خوشحال می شوم.


    سیاست نوشته های یک نیمه شاعر

    فریاد آرام

    قالب بلاگفا

    قالب پرشين بلاگ

    قالب وبلاگ

    Free Template Blog