سیاست نوشته های یک نیمه شاعر
درون اتاقم،
من و تو تنهاییم. به روی زمین من، نشسته به ظرف زمان. به روی سقف مکان تو، فارغ از دو جهان. و هر دو مشغولیم سخت در تنیدن مان. و من به افکارم، تو نیز به آب دهان. و می تنیم دو جهان. به تارهایم اسیرم، به سقف نگاه می کنم
پی نوشت اول.این روزها خیلی مشغولم و بزرگترین مشغولیتم اینکه با وجود این همه مطالب و موضوع برای پرداختن به آن،دست و دلم به نوشتن نمی رود. پی نوشت دوم.دیشب و امروز فرصتی برای فکر کردن پیدا کردم که امیدوارم دیگر چنین فرصتی نیابم. پی نوشت سوم.خیلی دوست داشتم در این روزها برای مسعود و نیلوفر لقمان هم مطلبی می نوشتم.آرزو می کنم هر چه زود تر شادی به خانه دلشان بازگردد و دیگر از آن بیرون نشود.هنگامی که این دل نوشته را می نوشتم گه گاه به یاد مسعود عزیز و تنهایش می افتادم کاش می بود و می خواند این سطور را،شاید خودش می توانست قسمت هایی از این نوشته را ربط دهد به ماجرایش و ... |