چشمهایی بسته
گوشهایی،همه کر
و زبانها خاموش
عقل هم تعطیل است.
آنچه دیروز،خطا بود و گناه و طاغوت،
همه امروز حلال است و مباح و آزاد.
و همه پاک شده است
به مثال لبن از سینه یک مادر پاک.
برجها بر آفاق
کاخ ها هم آباد
و سلاطین و خوانین بسیار
بنشستند بر این خوان خراب(....).*
آنکه از عدل علی،گفت سخن ها بسیار
دگر امروز بجز حضرت بو سفیانش!!
راه و رسمی نپسندد به مرام و کردار
سفره اش رنگین باد! دولتش دیرین باد!!
چه کسی گفت :که هیچش کاخی
سر نیاورد به بالا مگر از خون فقیر،
خانه اش ویران باد، یاوه گو ییست عظیم!!
کاش می بود و می دید ولایات (....).*
فریاد ۲۴ فروردین ۱۳۸۷
*در جای خالی نقطه چین ها نویسنده دل نوشته کلماتی نگاشته بود که به دلائلی از قرار دادنش صرف نظر کرده.
شما با توجه به قریحه و نظر خود هر چه گذاشتید نیکواست .
و شاید چون دوستان در فضای مجازی نت بیشتر پست مدرن می اندیشند با تکیه بر نظریه (مرگ مولف) می توانند برداشتهای دیگری هم بنمایند که خوشایند شان باشد. باشد که خوشایند محتسب نیز باشد.
+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 0:5
توسط
فریاد
موضوع:
دل نوشته ها|