*چند نکته با ربط و بی ربط
۱در مقدمه این دل نوشته در جایی دیگر این گونه نوشتم:
((تقدیم به دل تمام قمار بازان عالم
که می دانم چه احساسی دارند،وقتی که می بازند.))
امروز از آن داستان چند ماهی می گذرد و دیگر آن احساس گذشته را ندارم
نه احساس قمار باز چه برنده چه بازنده!
نه احساس یک عاشق که هیچوقت نبوده ام متاسفانه!!
۲ بعضی وقتها که با خواهر عزیزم می چتیم برخی از این دلنوشته هایم را برایش می فرستم لا به لای شعرهایی از دیگران و نظرش برایم جالب است.
بعضی وقتها میخندد و بعضی وقتها متاثر این اواخر هم کمی نگران! و من به گفته هایش با خنده و شوخی پاسخ می دهم.و در مقابل این سوالش که این نوشته ها از کیست هر بار می گویم از دوستی و ...
آخرین سفارشش برایم این بود که :
... جان مواظب باش!به این نوشته ها نگاه نکن،شخصیت نویسنده شاید چیزی دیگر باشد!و چه بسا بسیار دل نویسندگان و شعرا که عملشان با نوشته هاشان زمین تا آسمان تفاوت دارد و چه و چه !!
و من در تایید صحبتش که می دانم بیشتر درست است باز هم لبخند می زنم.
چه می توانم بگویم آیا عمل من با نوشته هایم متفاوت است!؟یا شاید هنوز بزرگ نشدم و شاید روزی من هم چون ...بگذریم حتی نمی خواهم به آن فکر کنم
۳ چند وقتی است به احترام دوستان سعی می کنم مطلبی نگذارم در این وبلاگ که باعث ناراحتی شود!!!
برخی مطالب و نظرات را هم می خوانم که بسیار جای تامل دارد و اندیشه!!این که بعضی ها از چه خوششان می آید و از چه بدشان،یا اینکه چه کسانی ارزش دارند و چه کسانی بی ارزشند و ... هم موضوعی است که حتما خود نویسندگان در آینده می توانند پاسخی برای نوشته هایشان بیاورند.اما باز هم به حرمت دوستی مطلبی نمی گویم تا کسی ناراحت نشود و ...
همه انسانها را دوست دارم و ناراحتی هیچ انسانی را هم نمی خواهم.
فقط یک موضوع را روشن کنم برای دوستان قدیمی!و جدید.
من اصولا اگر حرفی یا نظری داشته باشم و بخواهم آن را بیان کنم رک و بی پرده می گویم از چیزی هم ترس ندارم.
حرفهایم را هم زده ام و دیگر مطلبی هم ندارم.
صادقانه بگویم این دل نوشته ها یا ترجمه هایم از نامه هایی از دمولند و سایر نوشته هایم به هیچ فردی یا گروهی یا اندیشه و نظری در این دنیای مجازی ربطی ندارد.
احساسات تجربیات و ترجمه هایی است از دنیای واقعی خودم و دوستانم.
این را نوشتم که سو تفاهمی در آینده پیش نیاید.
۴ در قسمت نظر سنجی وبلاگم بعضی ها از خسته کننده بودن نوشته هام گفتن شاید با چند دل نوشته و ترجمه متفاوت بتونم کمی فضا را عوض کنم!
شاید هم باید توضیح وبلاگم را عوض کنم و بگذارم :
((دل نوشته های یک سیاستمدار گم نام))
یا شاید کمتر دل نوشته بنویسم و کمی مطالب سیاسی و اجتماعی!
نمی دونم !
نظر شما چی هست!؟