تبليغاتX
فریاد آرام

  

از پی آن نگاه های بلند
حسرتی ماند و
آه های بلند.*

 

نگاه اولینت را
به خاطر ،باز می آری!؟
که آغازش نمودی،داستانم را به یکباره!

تو با استاد می گفتی سخن
اما نگاهت در نگاهم بود
و شاید غمزه ای در گوشهء چشم سیاهت بود
و من در دل برایت ناز خندیدم
برای غمزه ات ،شیرینیت من باز خندیدم .
به خود گفتم که این تزرو
اگر چه لعبتی زیبا و بی همتاست،
نشاید قسمت بام بلند ما و دام ما،
که در دام غرور کاذبی بودم ،گرفتارا.

ـــ و در سر خواب اصلاح امور ملک می دیدم
  و جانبازی به راه عدل و آزادی.
  چه خوابی و چه دردآگین سرابی بود 
                                       که من دیدم! ـــ

به خود گفتم
                نه
                  این یک اتفاقی بود ،
                                             ساده
از صفای غنچه ای نو رسته ،نیمه باز در سایه
که نادیده، نه شبنم نه نوای بلبل عاشق
و پاک است و هنوزش را ه بسیار است،
نباید سوختن در پای این دیوار بی پایه!!!

و اما بعد از آن، این اتفاق ساده را من بارها دیدم
و فهمیدم
که این بذر، ندانم از کجا آمد
درختی شد تناور ،در زمین بکر و هموارم
                                                   دل و جانم.
ولیکن آن غرور نابجا ،
آن خلسه موهم!
مرا از تو جدا می کرد و بالا برد
دیوار جدایی را،
میان جسم من با روح
میان چشم من با نور.


نگاه آخرینت را
به خاطر باز می آرم!
و آن شور قشنگ و برق چشمانت
ـــ و آن شوقم به دیدارت ـــ
و آن آبی زیبا،آسمانی روسری بر سر
که گلهای نگارینش
صفا از روی زیبای تو می دیدند
و آن لبهای شیرینت
که چون بر خنده وا می شد
همه گویی جهان و هر چه در آن هست،
هم بر من روا می شد.

نگاه اولین و آخرینت را
به خاطر می سپارم من.
و یادت را،
             و یادت را
برای یادگاری از نگاهی گرم،
که دیگر بار نتوان دید!
کنار ((جام حسرت!))
                        باز بگذارم.

                             فریاد ۲ فروردین ۱۳۸۷خورشیدی

  

*1 _ هر چه به ذهنم فشار آوردم که یاد بیاورم خالق این چند بیت را نتوانستم. خوشحال می شوم دوستان اگر بدانند یاد آوری کنند.

 2 _ به خاطر این عکس ممنونم از دو دوست عزیزم اول کافه سکوت که من را با این عکس و هنر مند آشنا کرد و دوم خانم معلم دوست داشتنیم سارای صبح امید که با حوصله کمکم کرد تا بعضی کارها را اینجا یاد بگیرم.

 3 _ تو این مملکت کپی رایت هم نداریم که بخواهیم از صاحب اثر اجازه بگیریم و البته پولش را هم !!پس فقط امیدوارم ناراحت نشه و برای حفظ حرمت اثر و صاحب اثر این هم نشانی از هنرمند آنتونیو دیاز.

http://photo.net/photodb/member-photos?photo_id=7482511

 

 


+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 0:49
توسط فریاد موضوع: دل نوشته ها|

faryadaram

فریاد

faryadaram

http://faryadaram.blogfa.com

فریاد آرام

فریاد آرام - دل نوشته : جام حسرت

فریاد آرام

از من نپرسیدچه کسی هستم.
و از من نخواهید همان کس باقی بمانم.
(میشل فوکو)

اگرچه این جمله فوکو را دوست دارم و با تمام وجود،احساس و لمسش!! کرده ام.
اما
دوست دار و وامدار مدرنیزم و آورده هایش هستم،خوب یا بد.
و
نه سیاست مدارم ،نه شاعر،
سعی می کنم انسان باشم.
انسانی عاشق نوع بشر و وطنم.
و شاید اگر فرصتی بود سایر خواستنیهای انسانی!


دوستان عزیز
در صورت تمایل به تبادل لینک من را در جریان بگذارید.
خوشحال می شوم.


سیاست نوشته های یک نیمه شاعر

فریاد آرام

قالب بلاگفا

قالب پرشين بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog