سیاست نوشته های یک نیمه شاعر
پدرام جان 1- مطمئن هستم با شناخت نسبي كه از من و نوشته هايم - هر چند اين روزها بيشتر به ... گذشت - داريد مي دانيد كه من مطمئنا از حاميان جناب كروبي نيستم .چرا كه اساسا شركت در انتخاباتي اين چنين را مفيد فايده نمي دانم - كه در بندي جدا گانه به آن خواهم پرداخت - پس اينكه از جناح اصلاح طلب خاتمي بيايد يا موسوي يا كروبي يا نوري يا معين يا عارف و ... برايم فرقي نمي كند.هر كدام از آقايان كه بيايند هيچ اتفاقي نخواهد افتاد و هيچ تغييري به نفع مردم بوجود نخواهد آمد . چرا كه قدرت و اختيار در كشور ما قانونا!!! درجاي ديگريست نه در نهاد رياست جمهوري و ريس جمهور اختيار چنداني ندارد براي كار كردن يا نكردن. 2- در ميان افرادي كه در بالا نام بردم جناب خاتمي مشخصا نشان داده اند كه اصلا اهل پايمردي و هزينه كردن بر سر قول و قرارشان نيستند. ايشان انسان وارسته اي ممكن است باشد اما به درد عالم سياست نمي خورد خود ايشان هم مي دانند من و شما هم مي دانيم همان ها هم كه به زور و اصرار تلاش مي كنند دوباره بياورندش هم مي دانند. پدرام جان اين بنده خدا نمي خواهد بيايد و مي ترسد.قبل از آمدن هم ابتدا مي رود اينجا و آنجا ببيند نظر چه هست بيايد يا نيايد! خوب آمدن چنين شخصي چه فايده اي دارد !؟ فردا كه اتفاقي افتاد دوباره مي گويد من نمي خواستم بيايم اصرار كردند و كاري از دست ما بر نمي امد و... همان حرفهاي گذشته به قول خودشان اين بار هم وعده و وعيدي در كار نيست آن بار كه آن همه وعده دادند و ميثاق بستند نتيجه اش شد آن حالا كه هيچ تعهدي نمي دهند كه بيايند چه اتفاق و تغييري قرار است بيفتد در اين مورد بيشتر نمي نويسم و ارجاع مي دهم به نوشته هاي گذشته ام در مورد جناب خاتمي http://faryadaram.blogfa.com/post-11.aspx http://faryadaram.blogfa.com/post-12.aspx 3- در مورد شيخ اصلاحات هم هنوز بر اين باورم كه پايمردي و صداقتش بيشتر ديگر اصلاح طلبان است كه البته آن هم شايد بابت خصلت لري ايشان باشد و گرنه در ميان اصلاح طلبان كمتر آدم صادق و پايمردي مي توان ديد كه اگر عجله نكنيد توضيح خواهم داد . در مجموع من هم با شما هم نظر هستم كه ايشان هم صلاحيت ريس جمهور شدن را ندارند اما نه به خاطر سوابق گذشته شان چرا كه از اين دست گلها !! همه اين عزيزان اصلاح طلب به وفور در كارنامه خود دارند. اگر من اميدي به ايشان ندارم هم به دليل ماهيت اين داستان است كه اساسا ريس جمهور در ايران هيچ كاره است و دوم سن و سال ايشان ديگر براي اين قبيل كارها زياد شده است و هر آن امكان ديدار با حضرت ملك الموت برايشان ميسر.مگر اينكه بخواهند تفيض اختيار كنند كارهايشان را به برخي دور و بري هاشان كه اگر همان ها باشند كه در دوره قبل بودند خدا بايد به داد اين مردم برسد. عبدالله نوري را هم كه هرگز تائيد صلاحيت نمي شود صحبتي از ايشان نمي كنم براي من محترم هستند . معين و عارف هم كه قبول داريد هيچ وزني ندارند البته قبول دارم افراد بي وزن هم ممكن است ريس جمهور شوند كما اينكه جناب احمدي نژاد كه زياد شناخته شده هم نبودند شدند اما به واسطه پشتيباني و خواستن برخي ها كه اگر آنها بخواهند ممكن است حسن آقا بقال سر كوچه ما يا شما هم روزي ريس جمهور شود. 4-اما به پردازيم به اين اصلاح طلبان و سوابق و عملكرشان من اصراري به قبول نوشته هايم از طرف شما دوستان ندارم اما آنچه از تجربياتم و مطالعاتم و احساسم به دست آورده ام اينجا بيان مي كنم و وجدان شما را به قضاوت مي طلبم. نمي دانم اين جمله اي را كه مي خواهم بگويم چطور بنويسم كه بعدها مورد سو استفاده قرار نگيرد و نگويند اين چنين نظرت بود اما بعضي وقتها فكر مي كنم بزرگترين خيانتها و بيشترين آسيب ها و بسياري از مشكلات امروزينمان مستقيم يا غير مستقيم .خواسته يا ناخواسته ناشي از وجود و عملكرد نابخردانه همين دوستان اصلاح طلب چپ اسلاميمان!!! بوده و هست. همين آقايون كم سواد و مصلح به دانش ناقص!!! و من در آورديشان در تمام عرصه هاي نظر و عمل همين آقايوني كه هنوز بعد از سي سال يا بيشتر هيچ كس حتي خودشان هم نمي دانند مدل پيشنهاديشان در عرصه هاي سياست اقتصاد فرهنگ و اجتماع مبتني بر چه اساس و آرمان و ايدئولوژي هست مگر يك كلام و آن اراده معطوف به قدرت. اين مطلب را شايد شما هم خوانده باشيد كه نقل مي كنند از كسي كه خاطرم نيست الان چپ بودن در نوجواني مد روز در جواني شايد فضيلت اما در ميان سالي و جا افتادگي حماقت است (نقل به مضمون) اما اين آقايون از ابتدا چپ به دنيا آمدن و تا آخر هم گويا چپ خواهند بود. آن هم چپي متفاوت از تمام چپهاي كه تا كنون ديديم يا شنيديم. البته در روشها و كادر پروري و تئوري بافي!!! و تخريب رقيب و سازماندهي تشكيلاتي و دست يابي به اهرم هاي قدرت و باند بازي عينا جاي برادران چپ ماركسيستشان نشسته اند بي كم و كاست. اما در بيان ايدئولوژي سياسي و فكريشان هنوز كه هنوز است چيزي معلوم نيست غير از يك مشت مفاهيم مبهم و مغلطه وار ناشي از تلفيق ماركسيسم با اسلام سياسي آن هم از نوع ولايتيش. خدا وكيلي كساني كه با نظر من مخالفند بيايند بگويند كه اين چپ هاي اسلامي از نظر سياسي و اقتصادي پاي بند به چه اصولي هستند كه من هم بعد از اين همه سال بدانم . از اول انقلاب هر جا صحبت از افراط و تفريط بوده شما نمي توانيد دست و پاي! اين افراد را در ان ماجرا نبينيد. ازبگيرو ببند هاي كور روزهاي آغازين انقلاب در كوچه و خيابان تا انگ زدن هاي ليبرال و آمريكايي به اين و ان و از دور خارج كردن هر كه سرش به تنش مي آرزيد يا نمي ارزيد و تسخير لانه جاسوسي و بر ملا كردن نام جاسوسان و خائنين به مملكت و گروگان گيري و قطع رابطه با آمريكا ساقط كردن دولت موقت كه البته از اول هم ساقط بود تشكيل نهادهاي جهاد سازندگي و كميته انقلاب و سپاه پاسداران مصادره اموال مردم بي گناه يا با گناه انقلاب فرهنگي و تعطيلي دانشگاه و از همه مهمتر وادار كردن برخي بزرگان به كارهاي كه اساسا اگر به ايشان بود اصلا اين اتفاقات نمي افتاد و اوضاع اين انقلاب غير لازم !!! اينقدر شير تو شير و رقت بار نمي شد جنگ و درگيريهاي داخلي و ترور - مجاهدين خلق هم به نوعي چپ نيمه ماركسيست اسلامي بودن و فرقشون با اين وري ها در اينه كه اونا ضد انقلاب شدند بنا به همان اراده معطوف به قدرت! اينها انقلابي موندن به دليل همان اراده معطوف به قدرت- تا حادثه 18 تير كه به خاطر تعطيلي روزنامه سلام ايجاد شد و اين دفتر تحكيمي هاي وابسته و گوش به فرمان سازمان انقلاب اسلامي كه با استفاده از رانتهاي همين چپي هاي خودي به حياتشون تو دانشگاه ادامه مي دن و خودشون را به دروغ نماينده دانشجو ها معرفي ميكنن و در واقع ابزار فشار و ضد و بند سازمان انقلاب اسلامي هستند در حاكميت اين همه روزنامه تعطيل شد صداشون در نيومد تا روزنامه سلام را بستن يادشون افتاد آزادي بيان از بين رفته و ان آشوب را بپا كردند و باز هم دست از زدو بند نكشيدند و بزرگاشون رفتن معامله كردن اينها هم نشستن سر جاشون و حركت را خواباندند به اميد مزاكره. و عجب تيم مذاكره كننده اي و عجب مذاكره اي يك عده غير خودي كه مردند تو زندونها همه مي دونيم اسماشون را تحكيمي هاي عزيز هم بعد از لت و پار شدن حالا تو بلاد فرنگ مشغول نظريه پردازي هستند اسم اين دفتر تحكيم وحدت را من ميگم دفتر پرتاب به حاكميت البته يك روزايي حالا هم دفتر پرتاب به خارج و اپوزوسيون شدن بگذريم در مورد اين دفتر تحكيم هم اگر وقت كردم يك بند شايد بنويسم. اين بند طولاني شد فقط به اين اسامي كه البته خيلي هاشون حتما جا افتاده نگاه كنيد و تك تك سوابقشون و عملكردشون را نگاه كنيد از اين آدمها چه اصلاحاتي بر مي اد حجت الاسلام محتشمي پور همين آقاي كروبي و موسوي خويني ها اقايان نبوي آغاجري بنده خدا سعيد حجاريان عباس عبدي هادي خانيكي ابراهيم اصغر زاده كه ديگه خود اين اصلاح طلبها هم ترجيح مي دن اسمي ازش جايي نباشد اكبر كنجي عزيز كه خيلي دوستش دارم و براش نگرانم چون داره از اون ور بام مي افتد همين آقاي خاتمي كه البته كاره اي نيستند تو اين تشكيلات چپي سلامتيان و عماد باقي و دامادش محمد خان قوچاني كه شايد اين دو نفر خودشون را زياد چپ اسلامي ندونند اما از نظر من كه هستند حاجيه خانم ابتكار و خيلي هاي ديگر در سازمان مجاهدين انقلاب و مجمع روحانيون به نظر شما اين افراد مي خوان اصلاحات بنيادين كنند !؟اصلاحات بنيادين از چي !؟اينها خودشون و تارو پود وجوديشون از اين بنياد ها بوده و هست و يكي دو تا شون هم كه الان زدند به سيم آخر باز هم دنبال همان جريان افراط و تفريط و خودي نشون دادن هستند اينها يك معذرت خواهي خشك و خالي بابت گذشتشون نمي كنن از اين ملت اون روز همه كاراشون درست بوده امروز هم كه صد درصد مخالف اون روز صحبت ميكنند و عمل باز هم همه كاراشون درسته اون همه ادمهايي هم كه بدبخت كردند و از هستي ساقط و بي آبرو و آواره يا در بند هم حق ندارند از ايشان بپرسند كه چرا!؟ و اين همه بلا كه سر اين ملت آمد هم نبايد كسي راجع به آن پرسو جو كند من تنها جوابي كه در اثر اصرار و پافشاريم شخصا از اكبر گنجي گرفتم اين بود كه :(( نبش قبرنكن )) پس ديگه نبش قبر نمي كنم اين شما و وجدانتان اگر فكر ميكنيد اين آقايون و از خودشون مهمتر اين طرز فكر و مرامشون - كه نميدونيم به چي معتقدند - مي تونند به اين مردم و كشور خدمت كنند برويد و به ايشان راي بدهيد ؟** - من به شخصه در انتخابات شركت نمي كنم و در جواب اون دوستايي كه ميگن با شركت نكردن در انتخابات مشكلي حل نمي شود و اين كار باعث تقويت ... مي شود و انفعال است و ما بايد كمك كنيم تا اصلاح طلبان بروند تا چه و چه كنند فقط اين مطلب را مي تونم بگم كه : من نه اپوزوسيون قانوني هستم نه غير قانوني نه بر اندازم نه مبارز مصلحانه نه قلم به دست مزدور يا حقوق بگير از اجانب نه ماهواره دارم تازه اصلا تلويزيون هم ندارم تقريبا يك ساله با اهورا و دكتر ابراهيم و حسن و تقي و نقي هم كه رو درو ديوار بعضي وقتا اسماشون را ميبينم هم كاري ندارم فقط مي دونم اين حاكميت خوب يا بد از هر رايي كه در صندوق ريخته ميشه به عنوان اعلام حمايت از خودش استفاده مي كند حتي اگر شما به آقاي خاتمي يا امثال ايشان كه هيچ كاري از دستشان بر نمي اد و اگر بياد اول بايد اجازه بگيره بعد بياد هم راي بدين هم اين حاكميت اين راي را تو سبد خودش مي دونه چرا !؟ چون آقاي خاتمي هم جزئي از اين حاكميت است چه ما دوست داشته باشيم چه نداشته باشيم خودشون هم همين را ميگن بارها گفتند و باز هم ميگند و اگر شما فكر كنيد غير از اين است براتون خيلي متاسفم چون مي خواهيد به ادمي دروغ گو راي بدين چون وقتي آقاي خاتمي از حكومت اسلامي و جامعه مدني اسلامي دمكراسي اسلامي و نظريه مترقي ولايت فقيه دفاع مي كنند واقعا به آن معتقد هستند فقط اگر جرات كنند اظهار مي كنند كه اين مفاهيم در اجرا دچار مشكل شده و منظور از اصلاحات اصلاح در اين موارد است و ارائه درست از اين مفاهيم را مطالبه ميكنند چون بقا ايشان و همه ان افراد و سازمانهاي كه ذكرشان رفت به وجود اين حاكميت بستگي دارد و اگر اين حاكميت نباشد ديگر مجالي براي عرض اندام اين افراد وجود ندارد به واقع اين درگيري ها و اختلافات و تضادها اختلاف و درگيري خودي هاست براي سلطه بر قدرت و در اين درگيري جايي براي نيروهاي غير خودي وجود ندارد حالا دوستان اگر احساس خودي بودن دارند و باورشان است در چارچوب حكومت اسلامي آن هم مبتني بر نظريه مترقي ولايت فقيه مي توان به ايران و ايراني خدمت كرد و سعادت و آباداني اين خاك و آب از اين راه ممكن است مي توانند در انتخابات شركت كنند وگرنه من لزومي به شركت در انتخابات نمي بينم اين كه كساني كه انتخابات را تحريم ميكنند سازمان يافتگي و انسجام فكري و عقيدتي ندارند هم دليل بر ناداني يا ناتواني استدلال و منطقشان نيست بيشتر به دليل ضعف ساختاري در نيروهايست كه بايد نقش سازنده تري داشته باشند مانند جبهه ملي و تشكلهاي ملي گوناگون يا نهضت آزادي و سازمانهاي ملي و مذهبي وقتي رهبران متعدد!! جبهه هاي ملي !!! گوناگون و سازمانهاي ملي گراي چند نفري داخل يا خارج از كشور فقط به خاطرات گذشته دل خوش كردند و با عنوانهاشان و اختلافات داخليشان سرگرمند و سالي هم يك بيانيه براي ملتي كه نامي از ايشان ديگر به ياد ندارد يا نهضت آزادي چي ها و ملي مذهبي ها سرگرم لاس زدن با اين چپهاي اسلامي كه شايد بيان روي كار و يه گوشه چشمي هم به ايشان نشان بدن و مثلا ابراهيم يزدي كانديداي نمايندگي مجلس و حتما هم تائيد صلاحيت بشود و يك سري مطالب مسخره و بانيه مي دن كه اگر چنين و چنان ما شركت مي كنيم يا نمي كنيم و انگار تو اين كشور كسي هم به حرفشون گوش ميده و خبر ندارند كه اصلا مردم و نسل جوان اسمي هم از اين آقايان نشنيدن بايد رهبري تحريم انتخابات بيفتد دست اهورا ها و ميرزايي ها و فلان خواننده يا مجري تلويزيون لس انجلسي كه گاهي انسان فكر ميكند اين همه حماقت از كجا مي تونه سرچشمه و سازمان بگيرد مگر امنيت خانه ... |