تبليغاتX
فریاد آرام
تقدیم به بهار!
باشد که همیشه برایم جاودانه باشد و بی بار و برگیم را به بوستان همیشه سبز دلش بپوشاند.



جاری شدم آرام چون یک رود
بر بستر خاک دل صافت
ـ باران عشق،فصل بهار جاودانه ـ
از لابلای آن تن پاکت
آن مرمرین لاجوردی نقش رگ بر آن
آن سخت زیبا کو هها و صخره های عرصه ایمان
آن دشتها و دره های بکر و نا کشته از آگاهی
آن جایگاه و بار گاه سینه ات،سرچشمه دایتی
آن هفت شهر عشق نا مکشوف و نادیده
آن شهد شیرینی که از لبهات جوشیده

چون چشمه ای متروک
جوشیدم و احیا شدم
جاری شدم چون زنده رود
آمو شدم ،دریا شدم

سیمرغ کوه قاف یا عنقا به جابلقا شدم
بحر بخارای دلت سنگفرش زیر پا شدم
بر پشت دستان تو من،چون بوسه ای پیدا شدم
یا چون پلنگی بندی چشمان ان شوکا شدم

بر آسمان چشم تو خورشید پشت ماه شدم
بر شاخسار گیسوت چون مرغ بی پروا شدم
از جام لبریز لبت چون مست بی فردا شدم
بر باغ و بستان دلت چون باغبان پیدا شدم

عاشق بودم
شیدا شدم
رسوا بودم
رسوا تر از رسوا شدم
در شط مواج تو من مستغرق الکبرا شدم

                                               فریاد بهار 1388 خورشیدی
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 10:53
توسط فریاد موضوع: دل نوشته ها|

faryadaram

فریاد

faryadaram

http://faryadaram.blogfa.com

فریاد آرام

فریاد آرام - برای بهار

فریاد آرام

از من نپرسیدچه کسی هستم.
و از من نخواهید همان کس باقی بمانم.
(میشل فوکو)

اگرچه این جمله فوکو را دوست دارم و با تمام وجود،احساس و لمسش!! کرده ام.
اما
دوست دار و وامدار مدرنیزم و آورده هایش هستم،خوب یا بد.
و
نه سیاست مدارم ،نه شاعر،
سعی می کنم انسان باشم.
انسانی عاشق نوع بشر و وطنم.
و شاید اگر فرصتی بود سایر خواستنیهای انسانی!


دوستان عزیز
در صورت تمایل به تبادل لینک من را در جریان بگذارید.
خوشحال می شوم.


سیاست نوشته های یک نیمه شاعر

فریاد آرام

قالب بلاگفا

قالب پرشين بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog